فعالیت ها، نمونه کارها، مقالات و انتشارات، علاقمندیها و نظرات شخصی
۲۲ تیر
CIO کیست؟
CIO یا مدیر انفورماتیک یا مدیر اطلاعات (Chief Information Officer) مدیر اجرایی ارشدی است که مسئولیت تمامی مقولههای مرتبط با فناوری و سیستمهای اطلاعات یک سازمان را بر عهده دارد. در حقیقت، این افراد بهرهگیری از فناوری اطلاعات (IT) را به منظور پشتیبانی از اهداف سازمان مدیریت و رهبری میکنند. CIOها با دانش و آگاهی و تسلط بر هر دو مقولهی فناوری و فرآیندهای کسب و کار و همچنین جنبههای عملیاتی دیگر، به طور معمول، شایستهترین و توانمندترین مدیران برای هماهنگ کردن راهبردهای فناوری با راهبردهای کسب و کار سازمان هستند. CIOها بر تهیهی فناوری مورد نیاز سازمان، نصب، راهاندازی و اجرا و دیگر خدمات ارایه شده توسط بخش سیستمهای اطلاعاتی، نظارت میکنند. اگر چه، گفتنی است که در سازمانهای پیشرو و بسیار بزرگ، CIOها به منظور تمرکز هر چه بیشتر بر روی مقولههای راهبردی و استراتژیک، بسیاری از جنبهها و مقولههای تاکتیکی و عملیاتی را به نمایندگان اجرایی قابل اعتماد خود تفویض میکنند.
در این میان، بخش «اطلاعات» از اهمیت بسیاری برای CIO برخوردار است. استفادهی موثر و راهبردی از اطلاعات و دادههای وسیع و جامع کسب و کار، نیازمند فردی است که از دیدگاه جنبههای عملیاتی، دارای تواناییهای متعدد باشد. CIOها نقش راهبر را در زمینهی مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار سازمان و پیکر بندی زیر ساختهای اساسی IT، اتخاذ کردهاند و تمامی این موارد به منظور کسب استفادهی کاراتر و با ارزشتر از اطلاعات، همگام با توسعهی کسب و کار است.
بسیاری از آنها، علاوه بر موارد یاد شده در «مدیریت دانش» و سرمایههای معنوی، نقش راهبر را ایفا میکنند.
CIOها معمولاً به CEOها، COOها یا CFOها گزارش میدهند و به طور معمول، در هیات راهبری امور اجرایی شرکت، پست و جایگاهی را به خود اختصاص میدهند (یا دست کم، تماس مستقیم و منظم با مدیران رده بالا دارند).
گفتنی است که هر چند، عنوان CIO به طور شفاف معرف یک مقام ارشد اجرایی در IT با تأثیر استراتژیک و راهبردی است، اما بسیاری از مدیران اجرایی با عنوان VP یا Vice president (نایب رییس یا معاون مدیرعامل) یا رییس خدمات، سیستمها و فناوری اطلاعات نیز پست مشابهی همچون CIO را در اختیار دارند.
سیر تحول تاریخی CIOها از زبان John J.ciulla، مدیر انفورماتیک شرکتVignette Corp، ارایه دهندهی خدمات مدیریت
هنگامی که در سال ۱۹۸۱ کار خود را شروع کردم، اصطلاح CIO وجود نداشت. در حقیقت در آن زمان چیزی به عنوان فناوری اطلاعات (Information Technology) وجود نداشت؛ در آن هنگام، اصطلاح پردازش اطلاعات مطرح بودو بعدها اصطلاح سیستمهای اطلاعات مدیریت یا MIS رایج شد.
وقتی به گذشته کاری خود نگاه میکنم، میبینم در آن زمان، چه ساعات طاقت فرسا و ناخوشایندی را در یک زیرزمین صرف کنترل و نگهداری و استفاده از سیستمهای اولیه میکردم.
حتی در سال ۱۹۹۳ نیز که در شرکت Entex برای اولین بار عنوان CIO به من داده شد، پیاده سازی زیرساختهای فناوری اطلاعات این شرکت بسیار مشکل بود و برای پیادهسازی، شبهای زیادی بیخوابی کشیدم. واقعاً وحشتناک بود. دایم نگران بودم که ازعهدهی مسئولیت جدید خود برنیایم. اولین بار بود که نقش CIO را ایفا میکردم و به نظر میرسید که هیچ شانسی برای پیروز شدن بر مشکلات و هماهنگ کردن خود بامسئولیتهای جدیدم نداشته باشم. دقیقاً تا زمان شروع تبادل اطلاعات و افزایش کاربرد فناوری اطلاعات در دنیای کسب و کار و شتاب این تحولات، من همان احساس ناتوانی را داشتم. اما امروزه ابزارهای مدیریت و همچنین سیستمها بسیار کارگشا هستند، به نحوی که میتوانم ادعا کنم در حال حاضر زمانی را که برای وظایف خود به عنوان CIO صرف میکنم حدود ۵۰ درصد ساعاتی است که به عنوان CIO در سالهای پیشین و با استفاده از روشهای سنتی صرف میکردم، هر چند که از نظر مشغلهی کاری، بسیار درگیرتر هستم.
نقش استراتژیک
همه ما میدانیم که نقش مدیر انفورماتیک یا CIO به نحو چشمگیری با آنچه که ۱۰ سال پیش و یا حتی ۲ سال پیش بوده ، بسیار متفاوت است. CIOهای امروزی، دیگر در آن زیرزمینها با آن کامپیوترهای عریض و طویل کار نمیکنند، بلکه هماکنون در اتاق هیاتها یا کمیتههای تصمیمگیری، یک عضو جدایی ناپذیر و کلیدی در تصمیمگیریهای مرتبط با خرید، استراتژی عملیاتی و حتی بازاریابی و فروش هستند. چه بسا تصمیمی میگیریم که باعث میشود شرکت ما از شرکت رقیب یک قدم پیشی بگیرد یا با گروه بازاریابی یک استراتژی را تدوین میکنیم به نحوی که بر تصمیم گیرندگان مقولههای IT در سازمان نیز، اثری مثبت داشته باشد. امروزه CIO نقشی حیاتی در تصمیمات و چالشهای استراتژیک هر سازمانی دارد.
برای خود من، همه چیز از دومین دوره مسئولیتم به عنوان CIO در شرکت Tivolisystems آغاز شد. در آن زمان من با تمامی چالشهای پیش روی خود، آشنایی بیشتری احساس میکردم و فناوریهای نو نیز به اندازهی کافی قابل اطمینان و کارا بود تا وقت آزادتری برای انجام امور مدیریتی داشته باشم. در حقیقت، من دیدگاه خودم را دربارهی بخش IT تغییر دادم و بدین منظور این بخش را نه به چشم یک بخش، بلکه به عنوان یک سازمان تلقی کردم. سپس زیرساختها را بنا کردیم، محصولات را توسعه دادیم و استراتژی و طرح ارایه کردیم. ما باید خودمان را با نیازهای مشتریان درون سازمانی بیشتر آشنا و هماهنگ میکردیم. تنها نقصانی که با آن مواجه بودیم، برنامهای بود که با استفاده از آن بتوانیم مسایل فروش و بازاریابی را سامان بخشیم بر این اساس، تصمیم گرفتیم برنامهی یاد شده را خودمان خلق کنیم و بخش خود را درون سازمان ارتقا دهیم.
ما انجام فعالیتهایی شامل سه دورهی شش ماهه را آغاز کردیم، با این هدف که پا را از حیطهی گروه خود فراتر گذاشته و با دیگر بخشها و اعضای شرکت و هر آنچه که میتوانست به ما مربوط شود، تعامل داشته باشیم. در عملیات دورهی اول شعار ما این بود: «همه سوار بر یک کشتی هستیم». در طول دورههای بعدی کارهای نمادین دیگری برای جلب توجه بیشتر و ایجاد انگیزه در دیگر اعضای شرکت انجام دادیم، برای این منظور، به طور مشخص از پوسترهایی با محتوای خاص و شورانگیز استفاده کردیم تا دیگر کارکنان شرکت به وجد بیایند.
در پایان، این نوع اقدامات و فعالیتها موفقیت بزرگی برای ما به همراه داشت و به کارکنان کمک کرد تا کاملاً حس کنند عضوی از یک پیکرهی واحد هستند. نتایج این تلاشها توسط کاری گروهی برای ما به ارمغان آورده شد و بدین سان در اواسط دههی ۱۹۹۰، مقولهی کارکنان و کارمندان به ضرورت اصلی کسب و کار تبدیل شد.
اما این سلسله فعالیتها و یا عملیاتها، برای افراد خارج از بخش IT نیز وجود داشت. این تلاشها موجب جلب توجه افراد در سراسر سازمان شده و آنها به دنبال این امر بودند که بدانند ما که هستیم و در این شرکت چه کاری انجام میدهیم. خیلی زود متوجه شدم که نه تنها افراد تیم ما از کار خود راضی هستند، بلکه دیگر بخشهای سازمان نیز از من دعوت میکردند تا ابداعاتی را فراتر از موضوع IT برای آنها راهبری و پیادهسازی کنم و در نهایت کار به جایی رسید که رهبری شرکت و همچنین ارتباطات و دیگر فعالیتهای بسیار جالب توجه که خارج از حیطهی نقش CIO سنتی بود به من محول گردید. بر این اساس، مسئولیتهایم افزایش یافت و از آن پس، به صورت مستقیم به CEO گزارش میدادم.
امروزه مدیران انفورماتیک در ردهی CEO، از دیدگاه طبقه بندی، مدیران اجرایی هستند و به همین دلیل است که از آنها خواسته میشود تا مهارتهای واقعی کسب و کار و بینش و بصیرت استراتژیک حقیقی را که برای منافع شرکت حیاتی است، از خود نشان دهند.
هم اکنون، در شرکت Vignette، با خیلی از مسایل و جنبههای دیگر خارج از حیطهی IT نیز سر و کار دارم. و به عنوان یک CIO، به طور مداوم، با درخواستهایی که به صورت E.mial برایم فرستاده میشود و در حقیقت، هرزنامههایی بیش نیستند، مواجه هستم که اکثریت آنها به دلایل مختلفی، بی اثر هستند و من مجبور هستم هر هفته، تعداد زیادی از آنها را پاک کنم. البته دربارهی این موضوع که چرا من هدف فرستندگان این درخواستها و هرزنامهها هستم با بازاریابهای خودمان صحبت کردهام. تمامی اینها باعث شده است که هماکنون، طبق برنامههایی منظم، ملاقاتهایی برای تعیین خطوط استراتژی با آنها داشته باشم و متناسب با دیدگاههای آنها، بازخورهایی در جهت منافع شرکت ارایه دهم. وظیفهی من کمک به اجرا و انجام کسب و کار، آن هم در بالاترین سطح است . باورش خیلی مشکل است که این دقیقاً همان کاریست که ۱۰ سال پیش در Entex انجام میدادم، اما در یک مقایسه، امروز من در همه جای شرکت و کشور هستم و ۱۰ سال پیش تنها در یک زیرزمین بودم.
نقش مدیر انفورماتیک از دیدگاههای مختلف در حال تغییر است و این امر تا حدودی به این علت است که ما خودمان آن را تغییر میدهیم. در طول این دو دهه، تغییراتی روی داده که باعث شده راههایی برای ما CIOها باز شود تا مسئولیتها و وظایف کاری و تخصصی خود را توسعه دهیم. توجه داشته باشید که با مهارتهای کسب و کار، تجربه و بصیرت و بینش عمیقی که امروزه CIOها از آنها برخوردار هستند، فرصتهای بیشماری برای شما به عنوان یک CIO وجود دارد تا ارزشی جدید خلق کنید و راهبری جدیدی را برای هر سازمانی به ارمغان آورید.
منبع: systemgroup.com
ارسال نظر