<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>پایگاه اینترنتی مهندس سید محمد موسوی</title>
	<link>http://www.musavis.com</link>
	<description>فعالیت ها، نمونه کارها، مقالات و انتشارات، علاقمندیها و نظرات شخصی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 11 Jun 2010 12:37:48 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	

	<item>
		<title>سال ۱۳۸۸ برای من</title>
		<description><![CDATA[با سلام خدمت همه دوستان و هموطنان عزیز. سال ۱۳۸۸ نیز با تمام خوبی ها، بدی ها، شادی ها و ناراحتی هایش به پایان رسید. با پایان سال ۱۳۸۸ هجری شمسی و آغاز بهار سال ۱۳۸۹، علاقمندم جمع بندی از سال ۸۸ و برنامه های سال ۱۳۸۹ را خدمتتان عرض نمایم. سال ۱۳۸۸ سال پرتلاش [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/12/29/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/</link>
			</item>
	<item>
		<title>فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا یافتن راه حل</title>
		<description><![CDATA[روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسیدند: &#8221; فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا راه حل یافتن برای حل مشکل چقدراست؟&#8221; استاد اندکی تامل کرد و گفت: &#8220;فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!&#8221; آن دو [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/10/12/%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%af%da%86%d8%a7%d8%b1-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>داستان رز</title>
		<description><![CDATA[در اولین جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست که کسی را بیابیم که تا به حال با او آشنا نشده ایم، برای نگاه کردن به اطراف ایستادم، در آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن کوچکی را دیدم که با خوشرویی و لبخندی [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/10/12/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b2/</link>
			</item>
	<item>
		<title>کمین مجنون</title>
		<description><![CDATA[تو گردان شایعه شد. ـ نماز نمی خونه! گفتن: «تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده!» باور نکردم و گفتم: «لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خوانه.» وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین، در [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/10/12/%da%a9%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ac%d9%86%d9%88%d9%86/</link>
			</item>
	<item>
		<title>مرد سنگ شکن</title>
		<description><![CDATA[روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید.روزی با خود گفت:&#8221;آه!اگر می توانستم ثروتمند شوم،آن وقت می توانستم استراحت کنم.&#8221; فرشته ای در آسمان پرسه می زد. صدایش را شنید و به او گفت:&#8221; آرزویت اجابت باد&#8221;همین طور هم شد. سنگ شکن [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/10/12/%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d8%b4%da%a9%d9%86/</link>
			</item>
	<item>
		<title>عشق پدر و فرزند</title>
		<description><![CDATA[در پارک شهر ، زنی با یک مرد ، روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند. زن رو به مرد کرد و گفت : &#8220;پسری که لباس قرمز به تن دارد و از سرسره بالا می رود پسر من است.&#8221; مرد در جواب گفت : &#8220;چه پسر [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/08/02/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af/</link>
			</item>
	<item>
		<title>داستان سرنوشت و خوشبختی</title>
		<description><![CDATA[سرنوشت در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادی که داشت حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتند و دودل بودند. در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند. بعد از فریضه دعا که همراه سربازان انجام شد ژنرال سکه ای [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/08/02/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c/</link>
			</item>
	<item>
		<title>کشاورز دانا</title>
		<description><![CDATA[یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/08/02/%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7/</link>
			</item>
	<item>
		<title>شخم زدن</title>
		<description><![CDATA[پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: &#8220;پسرعزیزم من حال خوشی [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/05/28/%d8%b4%d8%ae%d9%85-%d8%b2%d8%af%d9%86/</link>
			</item>
	<item>
		<title>باجگیری و اخاذی اینترنتی به سبک ایرانی</title>
		<description><![CDATA[با گسترش دامنه ارتباطات اینترنتی و پیدایش روزافزون ابزار مختلف برقراری تماس آنلاین و آفلاین، فرصت برای سوءاستفاده افراد سودجو و کلاهبرداران و مجرمان الکترونیکی بیش از پیش فراهم می شود. تاکنون در خصوص شیوه های مختلف کلاهبرداری نظیر کلاهبرداری اینترنتی (Internet Scam) از طریق نامه های الکترونیکی، زورگیری های خیابانی توسط اراذل و اوباش [...]]]></description>
		<link>http://www.musavis.com/1388/05/24/%d8%a8%d8%a7%d8%ac%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%b0%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
