عشق پدر و فرزند

در پارک شهر ، زنی با یک مرد ، روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند. زن رو به مرد کرد و گفت : “پسری که لباس قرمز به تن دارد و از

سرسره بالا می رود پسر من است.” مرد در جواب گفت : “چه پسر زیبایی!” و در ادامه گفت : “او هم پسر من است.” و به کودکی اشاره کرد که داشت تاب بازی می کرد.

مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : “تامی ، وقت رفتن است. “

اما تامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید گفت : ” بابا ! فقط ? دقیقه دیگه ، باشه ؟ ”

مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و زن باز صحبت کردند. دقایقی گذشت و پدر دوباره صدا زد : “تامی! دیر می شود ، برویم.” ولی تامی باز خواهش کرد : “بابا ! ? دقیقه ، این دفعه

قول می دهم. ”

مرد لبخندی زد و باز قبول کرد. در همین هنگام زن رو به مرد کرد و گفت : “شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمی کنید پسرتان با این کارها لوس بشود؟ ”

مرد جواب داد : “دو سال پیش در حادثه ی رانندگی پسر بزرگترم را از دست دادم . من هیچ گاه برای سام وقت کافی نگذاشته بودم. تامی فکر می کند که ? دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت

دارد ولی حقیقت آنست که من ? دقیقه بیشتر وقت می دهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم.”

منبع: musiccloob.com


share save 171 16 عشق پدر و فرزند

هیچ مطلبی مرتبط با این مطلب درحال حاضر وجود ندارد.

برچسب­ها: , ,

درباره سید محمد موسوی

سید محمد موسوی تاکنون مقالات و کتاب های متعددی در زمینه کامپیوتر و فناوری اطلاعات منتشر نموده است. از علاقمندیهای ایشان می توان به فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، تبلیغات و بازاریابی اشاره نمود. ایشان فارغ التحصیل مهندسی و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد MBA می باشند. اطلاعات بیشتر: www.musavis.com
اشتراک خوراک RSS دیدگاه­ها برای این مطلب

13 دیدگاه

  1. با سلام
    قصه قشنگی است البته ما باید به زندگی فرصت بیشتری بدهیم تا بتوانیم از آن لذت ببریم که متاسفانه فکر می کنم نمی توانیم این کار را بکنیم
    با تشکر

  2. داستان زیبایی است ولی در ایران این امر اتفاق نمی افتد چون ایرانی ها برای درآوردن یک لقمه نان وقت کافی حتی برای استراحت ندارند و دو شیفته، سه شیفته کار می کنند. و بچه ها بیشتر عمرشان را در مهدهای کودک، تنها در خانه ، بازی پلی استیشن و علاف در خیابان های بی روح می گذرانند.

  3. ممنونم از نوشتتون.
    باید همه اینو درک کنند که وقتی فرزندی را به دنیا می آورند همه جوره به فکرشون باشند

  4. در قضاوت کردن عجله نمی باید کرد.

  5. افراط و تفریط هردو موجب از دست رفتن آنان است که دوست می داریم . گاه جسم آنان را از دست می دهیم و گاه روح آنها را …

  6. انسان باید همه جوره مخلص فرزندش باشه

  7. آدمها وقتی چیزی را از دست بدهند تازه قدرشو می فهمند.و اگر شانس بیاره شاید راهی برای جبران گذشته باشه اما گاهی بهیچ قیمتی نمی توان گذشته را جبران کرد.

  8. داستان قشنکی وباید بیشتر به ما جوان ها بها داد ولی ……

  9. با سلام خدمت عزیزان

    به نظر حقیر تمامی پاسخهای دوستان درست میباشد.وقتی خود من به فرزندم وقت بیشتری برای بازی در پارک میدهم در اصل،از وقت خودم برای گشت و گذار شبانه در اینترنت کاسته ام،و این کار چیزی از من کم نمیکند.یادمان باشد روزها یا ماهها یا سالهاست که افرادی که در تالارهای گفتگوی سایتهای ایران وجهان به تبادل نظر میپردازند عمرشان را میدهند به من و شما.پس بیایید قدر این لحظات را بدانیم.یا حق

  10. من از نگاهی دیگه میخوام بگم.
    آرزو میکنم که همین فرزن و فرزندها بتونن در آینده با عشق به پدر و پدراشون اون عشق بی منت پدرهارو جبران کنند.
    که به نظر من ۹/۹۹ درصد بچه ها هیچ وقت نمی تونن محبت بی منت و بی پایان پدر مادرهارو جبران کنن
    سپاس

  11. نه به اون شوریه شوری نه به ان بی نمکی !
    احساس گناه کرده حالا بهوووو میخاد هر چی محبت نکرده به اون یکی رو به این تزریق کنه !
    میدونی یه تزریقه !!!!

  12. با سلام

    واقعا زیبا بود.

    مرسی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

icon_wink.gif icon_neutral.gif icon_mad.gif icon_twisted.gif icon_smile.gif icon_eek.gif icon_sad.gif icon_rolleyes.gif icon_razz.gif icon_redface.gif icon_surprised.gif icon_mrgreen.gif icon_lol.gif icon_idea.gif icon_biggrin.gif icon_evil.gif icon_cry.gif icon_cool.gif icon_arrow.gif icon_confused.gif icon_question.gif icon_exclaim.gif